تبلیغات
شوشترنگار - تحلیلی برانتخابات شوشتروگتوند (بخش پنجم)

تحلیلی برانتخابات شوشتروگتوند (بخش پنجم)

نویسنده :ع سوارنژاد
تاریخ:پنجشنبه 10 دی 1394-07:29 ق.ظ

شهرستانهای شوشتر و گتوند یکی از قطب های مهم گردشگری کشور به لحاظ داشتن ‌پیشینه تاریخی و بیشترین آثار میراثی ثبت شده در فهرست آثار ملی و داشتن سازه های تاریخی آبی در زمره آثار ثبت جهانی به همراه منابع خدادادی وشرایط طبیعی مناسب با نیروی انسانی با کیفیت هستند که به دلیل عدم همگرایی برای تعیین شاخص های منطقی جهت انتخاب نماینده در امر توسعه مورد غفلت قرار گرفته اند و سرمایه گذاریهای لازم در این راستا صورت نگرفته است .

 این دو شهرستان علاوه بر دارابودن رتبه دوم جمعیت کارگری استان  ، بیش از 250 هزار نفرجمعیت  وبیش از 6هزار کیلومتر مربع مساحت با زمینهای مستعد زراعی و چندین هزار هکتار جنگل درکنار بزرگترین کارخانه قند و شکر خاورمیانه و شرکت نیشکر حضرت امام با تولید 20درصد شکرکل کشور ، تولید محصولات کنجد، صیفی جات  و حبوبات و وجود درختان سرفراز و همیشه سدر مبین جایگاه بلند در کسب درآمد های ملی هستند و می توانند با ایجاد صنایع جانبی بسیاری از نیازهای اساسی کشور را پاسخ دهند و در زمره تولیدی ترین شهرهای کشور از جایگاه اقتصادی ویژه ای برخوردار شوند .

 

 وجود منابع معدنی غنی ، مناظر و چشم اندازهای زیبا ، مناطق تفریحی و گردشگری فراوان و ..... می توانند با اندک توجه ، حمایت و البته پیگیری توام با شناخت  و تشویق سرمایه گذاراز سوی فرد منتخب نقش شایسته خود را بازیابند و اشتغال زایی کنند.

نقش نمایندگان مجلس شورای اسلامی در گرفتن حقوق از دست رفته این خاک و به فعل در آوردن این قوه عظیم با ارائه تحلیلی آگاهانه و متناسب با پتانسیل و ظرفیتهای بومی به مدیران و برنامه ریزان  وبهره وری منابع با تدوین طرحهای مناسب همراه با رایزنی با دولتمردان و مدیران بالادستی بر کسی پوشیده نیست . همگان می دانند که اگر نمایندگان مجلس شورای اسلامی در طول سالهای گذشته با شناخت یا مطالعه منابع به ظرفیت سازی می پرداختند و یا با بهره گیری از تجارب یکدیگر قوت و کاستیها را موشکافانه درنظر داشتند و با این استمرار و پیوستگی موارد به شناخت راهکارهای مولد تاکید می نمودند می توانستند نقش مثبت در رونق اقتصادی ایفا نمایند و اکنون وضعیت این شهرستانها با همه سرمایه هایش در جایگاه کنونی قرار نداشت  .

مسئله و بحث، پرداختن به عملکرد و بررسی اقدامات نمایندگان سابق و اسبق شهرستان نیست که در مقال دیگری باید به آن پرداخت آنچه در این مجال به آن می پردازیم تحلیل شاخص های غلط شهروندان و عادت بیمار گونه در انتخاب منتخبان است که چنین شرایطی را برای منطقه رقم زده است و موجب گردیدکاندیداها را از گرفتن اطلاعات و داشتن ارتباط  خود را بی نیاز بدانند و با این شیوه عرصه سالاری نمایند. 
 
مردم شوشتر و گتوند عمدتا" یکی از مهم ترین دلایل رای دهی به کاندیداها در کنار دیگر دلایل مانند: قومیت، سنت مداری، معجزخواهی در ادوارمختلف پاسخگویی به درخواست های شخصی بخصوص پاسخ دادن به تماس های تلفنی خود و گاهی وابستگان و هم طایفه ای ها  عنوان می کنند و جمله «برای من چه کرد» از اصلی ترین عناصر رویگردانی آنان است  که لازم است نخبگان جمله را به « برای مردم چه کرد» تغییر دهند و نقش خود را در این راستا به درستی ایفا کنند و مرزبندی خود را با من گرایی 
solipsism .مشخص سازند و به مردم گرایی و تناسب با مطالبات بیندیشند 


حمایت از کاندیدای انتخاباتی در دوره های اخیربیش از آنچه به رصد و آنالیز عملکرد آنان منطبق با وظایف قانونی در حوزه های تحت مدیریت اجرایی ، تاثیر ملی و البته تاثیرگذاری منطقه ای در حوزه های اجتماعی و فرهنگی واقتصادی با پیشرفت های عمرانی و نظارت بر کارکرد دستگاهها اندیشه کنند و آن را ملاک انتخاب خود قرار دهند، با رویکردی عوامانه به نوع ارتباط خود پندارانه با رویکرد قومی بدون بررسی خروجی و در نظر گرفتن مطالبات جمعی را ملاک تشخیص شایستگی و لیاقت درامروکالت می دانند ! و در این قضاوت «من محوری» کرامت انسانها به فراموشی رفته است و مطالبات منطقی مغفول مانده اند .

وقتی در اولویت بندی مطالبات ازنماینده مجلس  صرفا"پاسخ دادن به تلفن بدون خروجی لازم یکی از ملاکها و فاکتورهای مبنایی ارزیابی قرار گیرد  و بر حضور در جلسات مهم ملی برای پیگیری امور عمرانی و حل مشکلات منطقه چشم ببندیم موج ظاهر سازیها شکل می گیرد و فرهنگ ارزشگرایانه مغفول می ماندحتی اگر با نام و تابلوی ارزشی به میدان آمده باشند ، باید برای این درد مزمن از سوی نخبگان علاج بخشی گردد و با رفتاری هنرمندانه به تغییر آن بپردازند و پروسه تصمیم گیری و انتخاب را روشمند کنند .

مردم البته به دلیل بی اعتنایی مدیران به مطالبات خویش انگارانه گام برمی دارند و همه آبادانی را در قامت توجه به خویش می نگرند  و برای تحقق آن تزهیچ امری فروگذارنمی گنند ! البته در اوج خوش بینی می توان راز در دسترس قرار گرفتن تلفنهای کاندیدا ها قبل از ورود به مجلس را از این باب تفسیر نمود! و بعدها البته چون حرفی برای گفتن در کمیسیونهای تخصصی ندارند به این رویکرد دامن می زنند و تقویت میکنند ، کاندیدا ها نیز با شناخت همین اعتقاد است که بدون عملکرد مناسب حضور در مراسم فاتحه را بر هر امری ترجیح می دهند و با حضوری کاروانی به این امر تن داده و البته خود را به پیروزی در عرصه انتخابات هم نزدیک می سازند و ژست مردم مدارانه می گیرند‌.

مسئولین هم به دلیل شیوع چنین بیماری در روابط اداری به پذیرش سفارشات عادت کرده اند و پروسه عادی اداری را کنار گذاشته اند وعمدتا" از خوف تغییر ،روز به روز با عملکرد خود این رویکرد را بیشتر تقویت می کنند! و کاندیدایی با این خصوصیات در صورد کسب آرا مردم به دلیل تلاش برای حفظ موقعیت ضمن پشتیبانی ار چنین مدیرانی  رسیدگی و پیگیری اموری مانند رنگ آمیزی دیوارشهر ،تامین امکانات تیم ورزشی، آبیاری فضای سبز و هرس درختان ، ترکیدگی لوله آب فلان خانه ، گرفتن وام و تسهیلات ، دریافت سهمیه کود شیمیایی ، بستری شدن بیمار در درمانگاه ،اسفالت خیابان ، نقل و انتقالات اداری ، تامین خوابگاه دانشجویی  و مسائل کوچک اجرایی را بر ارائه طرح تعیین تعرفه های مناسب برق و اب و گاز ، بهره مندی از در آمد ملی ، رفع موانع کاشت و داشت و برداشت ، تلاش برای ایجاد انبار محصولات کشاورزی و غلات ، توسعه راهها ، تاثیر در جهت دهی به بودجه ملی ، محیط زیست انسانی ، بهره مندی از منابع و ذخایر زیرزمینی ، ارتقا نقش منطقه در توسعه ملی ، تلاش برای ارتقا مناسبات فرهنگی ، توجه به حفظ اصالت و میراث تاریخی و فرهنگی ، حمایت از نویسندگان و ناشران و ورزشکاران ، توسعه منابع و مراکز دام و طیور و شیلات ، جذب و جلب سرمایه گذار و ایجاد طرحهای گردشگری ترجیح می دهند ! چنین رویکرد منفعلانه شخصی انگار به دلیل وجود روابط بالانگرانه و عدم تکریم مردم نزد مسئولین و نیز عدم امنیت شغلی شاغلان است!  که علت روی آوردن مردم به این ادبیات که  نماینده خوب کسی است که مدیران از آن حساب ببرندرا بایددر نوع چنین رفتاری که خود مسببش بودیم جستجو کرد.

همه با نگاهی به گذشته از وضعیت منطقه متوجه شده اند که بخش عمده ای از این بی سامانی نتیجه گسترش این نگرش است و البته بیش از دیگران کاندیدای فردگرا مقصر هم هستند !که به این رویکرد پوپولیستی تن داده اند و برای تغییر آن ضمن اینکه اندیشه نمی کنند بلکه تقویت نیز می نمایند و ماندگاری خویش را در این نگرش می بینند و حسرت یک اظهار نظر را در دل مردم میگذارند .

باید با تغییر شاخص ها نمایندگانی را انتخاب کرد که عملکرد آنها در حوزه های عمومی بخوبی دیده شود و در حوزه نظری با شجاعت و صراحت ورود کند نه اینکه بی تفاوت از کنار مشکلات عبور کند و از اظهار نظر بپرهیزد و شاخصهای جایگزین باید توجه به مطالبه و منافع جمعی دراولویت انتخاب قرار گیرد . 
 
معلوم است کاندیدایی که کمتر در محافل ملی و علمی حضورمی یابد و مصاحبه گریز است از اظهار نظر بیزار است وقت پاسخگویی فردی بیشتری دارد و اصولا وقتش را با پیگیری کارهای فردی پر می نماید تا پیگیری امور عمرانی و عمومی بزرگ و عام المنفعه که بتواند تحول ایجاد کند و گاهی موفقیت خویش را بر منافع جمعی باتقویت این رویکردترجیح می دهد .

مخلص کلام تا مادامی که ملاک ارزشیابی عملکرد نمایندگان صدور نامه های شخصی و سکوت در قبال رویدادها و تلاش برای دوقطبی کردن فضا باشد و با کوبیدن بر طبل قومیت ملاک تقارب قومی جایگزین همسویی در تفکر و اندیشه گردد عملکرد آنها در حوزه های عمومی  در همین رده خواهد ماند و من و شما که رای داده و می دهیم مسئول عواقب آن خواهیم بود . و درب بر همین پاشنه خواهد چرخید!

 




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.