تبلیغات
شوشترنگار - بچه مسجدی ها

بچه مسجدی ها

نویسنده :ع سوارنژاد
تاریخ:جمعه 17 مهر 1394-04:34 ب.ظ

یادش بخیر
اوایل انقلاب خیلی عشق تهران داشتیم تا اینكه بطور اتفاقی فرصتی شد  با چند نفر از جوانان مذهبی نمره یكی آن روزها تصمیم خود را عملی كردیم و با مینی بوسهای گاراژ اطمینان مسجدسلیمان بسوی اهواز راهی شدیم و از آنجا با ذوق زدگی سوار برقطار عادی عازم پایتخت گردیدیم. صدای قطار بر خلاف این روزها خیلی خوشایند می آمد و ریتم شادی داشت !

چند روزی فارغ از وابستگیها و دلخوش از قدم زدن در خیابانهای بزرگ پایتخت و گذر از سایه سار درختان چنار كنار خیابان به هرجا که دوست داشتیم وتوانستیم از محل فیلمهای سینمایی كه در سینما دیانا و ستاره آبی دیده بودیم تا میادینی كه حماسه های مردمی در آن خلق شده بودند سرک کشیدیم و گاهی هم با اتوبوسهای دو طبقه به مقصدی نامعلوم می رفتیم!  البته با سفر تجربه جدید اندوختیم و از نزدیك عظمت پایداری و باهم بودن ملت را در نمادهای یادگار مشاهده می كردیم و مصمم تر می شدیم.

 از جمله جاهایی که رفتیم حوزه هنرو اندیشه اسلامی بود که بعدها به نام حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی نام گرفت ،آنجا افرادی بودند که رفتارشان برای من خیلی جاذبه داشت و با دیگرانی که دیده بودیم  تفاوت داشتند ! خاكی بودن ، اخلاص و روابط عمومی قوی آنها احساس خوبی ایجاد می كرد فضای ساختمان آنجا با حضور این چهره ها طوری هنرمندانه می نمود که دوست داشتیم بیشتر توقف کنیم و بر پوسترها و تابلوهایی كه با چینش شكیلی بر دیوارها قرار داشتند نگاهی بیندازیم و دریایی راز را از زندگی درون تابلوها كشف كنیم! وقت خداحافظی از آنجا چند پوسترزیبا با طراحی گرافیکی به همراه چند مجموعه کتاب داستان با عنوان بچه مسجدی ها که نوشته های نویسندگان انقلابی مسلمان بودند از اهالی حوزه هنری هدیه گرفتیم و با یك حس خوب خارج شدیم ، بعدها به مطالعه کتابهای بچه های مسجدعادت کردیم و مانند تماشای سریالهای تلویزیونی.

 داستانهاو مطالب كتب را پیگیری می نمودیم وخواندن را ادامه دادیم ، از لذت خوانش آن مجموعه ها و اعجاز کلماتش مبنای تفکر مان شکل گرفت ،  متصف به صفات مسجد ی شدیم و با همان شور جوانی برگرفته از سطور کتابهایی که از معنویت می گفتند با نوع نگاه جدید به درون جامعه آمدیم و فعالیت مضاعف نمودیم و از درونیات کتاب بیشترآموختیم که آنچه را حق تشخیص  دادیم برای نشرش بكوشیم و دریغ نكنیم و براساس رسالت بچه مسجدی بودن از حق دفاع کنیم ، خصلتهای بچه مسجدیها را پیدا کردیم و همراه دریافت خصائل با تكمیل مطالعات چارچوبی تنظیم شد با ترسیم خطوطی که مسیر با آنها ادامه یابد وبتوان با پیمودنش به سر منزل مقصود رسید نه کلیشه هایی که کپی برداری صرف باشد و فقط خود را با آن انطباق دهیم و از خلاقیت خبری نباشد!

 با شكستن حصارها ،دوستی هارا با قرار گرفتن در صفوف مسجد تحکیم بخشیدیم و گسترش دادیم ، روحیه جمع پذیری را تقویت كردیم ، پذیرفتیم و به دیگران الگو دادیم. و در میان جماعت الگوها با استقبال روبروشدندچون به خداتكیه كردیم و به او دل بستیم ، از غیر بریدیم و با نفی همه الهه ها به توحید رسیدیم و با وصل به الله مرزهای اعتقادی را شناختیم و با غیر مرزبندی اعتقادی کردیم و با احترام به دیگران وحفظ كرامت انسانی و تحمل سختیها و رنجهای ملموس از موانع و صعب العبور بودن راه نومید نشدیم و سرفرازانه عبور کردیم تا امروز با غمهایی در دل از دیروزی که گذشت همراه با مردم که همه نعمتها را خالق هستی برایشان فرستاد ماندیم و بر نعمتها کفر نورزیدیم و با اصرار بر باورهای   خویش توانستیم ومی توانیم افقهای فردای پیش رو را امید وارانه  ببینیم و با این اندوخته گرانبها برای شكوفایی و نشاط بذر امید بر زمین می پاشیم تا به امر مقتدای خویش که امید داشتن به آینده است اقتدا کنیم و نبریدن خویش را از ارزشهای اعتقادی باورمندانه و مومنانه استمرار بخشیم و امشب.

با مرور گذشته دیدگاه بچه مسجدی داشتن برایم آشکار گردید و فهمیدم که مشکل امروزه فضای کنونی در عدم شناخت و درك تفاوتهاست تفاوت بچه مسجدی با دیگران! بچه های مسجد یعنی همانهایی که می دانند محراب كه جایگاه امام است کجاست ! ، منبر ،همانی كه خطیب بر آن خطبه می خواند چیست! و بانگ اذان را موسیقی روحبخش زندگی تکاپو گران بسوی رستگاری می دانند ، همانهایی كه با علم و آگاهی هرگز به منافع خویش نمی اندیشند و حق الناس را ادا می كنند و در ایفای به عهد وفادارند و بدون استدلال و غیر مستند و فاقد ذكر منبع سخنی نمی رانند و نمی پذیرند و از هیچ تلاطمی نمی لرزند زیرا ریشه محکمی دارند كه با كلمه های كتاب آبیاری شده است و هر ریشه دار  براحتی بابت هر خطا عذر خواهی  میکند .

امر حقگویی و حقیقت جویی. ره آورد و مولود همان كتابهاست  كه توانستند، برای چند جوان مسافر ،مسجدیها را با شاخصهای رفتاری متمایز کنند و برجسته سازند و درخشندگی آنان را آشكار نمایند و به جامعه معرفی شوند و انگیزه ایجاد كنند،رفتار و سكنات بچه مسجدی جلوه اثربخش اجتماعی دارد و برخورداری از ویژگی اثربخشی و تاثیر گذاری بر شرایط جز لاینفك وجود  این قشر مطالبه گر است. كه روح تحول و پویایی را با این خصیصه به كالبد جامعه تزریق می كند و حركت می آفریند چون با مطالعه و جستجو مراتب را كسب نموده اند ! تا به چنین شناختی نائل نشویم به تحلیل درستی از پدیده های اجتماعی نمی رسیم و ضرورتها و بایسته های عوامل نقش آفرین را در نخواهیم یافت،

 امشب در فلاش بكی به شبستان  به  یاد آن روزها افتادم انگار دوباره زیر گلدسته های مسجدجامع نمره یك شهر مسجدسلیمان پس از بازگشت از تهران نشسته ام !با همه رفقای قدیمی حتی شهیدان هم هستند با قهقهه مستانه شان!!!نمی دانم كسی مرا می شناسد؟ هنوز مرا بچه مسجدی می خوانند!؟ من سالهاست رفیق مانده ام از روزی كه درصف نماز جماعت مرد بغل دستی ، با من دست داد و گفت : تقبل الله!!



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.