تبلیغات
شوشترنگار - تحلیلی برانتخابات شوشتر و گتوند (بخش سوم)

تحلیلی برانتخابات شوشتر و گتوند (بخش سوم)

نویسنده :ع سوارنژاد
تاریخ:یکشنبه 1 آذر 1394-05:58 ب.ظ

ماراتن انتخاباتی برای کسب یكی از كرسیهای سبزبهارستان در شوشتر آغاز شده است و هیچكدام از دونده ها در انتظارشلیك تپانچه استارتر از خط استارت نماند و بر خلاف مقررات و قواعد مسابقه به سوی خط پایان حركت می كنند البته بسیاری از دوندگان به پایان مسابقه نمی اندیشند! اما به امیدی دست از تلاش بر نمی دارند و مسیررا ادامه می دهند! شاید به گمانی، گذری ،گلی و گداری به شوق یک خیز بلند!!!!

  دراین مسابقه نفسگیر گاه دوندگانی كه در تبعیت از عادت دیرینه مرده پرستی ، تصویر مرده ای پیش رو قرار می دهند و در مقابل دوربینها می گریند و بی محابا چهره ای مغموم از خویش به نمایش می گذارند! تا اوج فرو رفتن درباور مرده پرستی را آشكار سازند و البته دلی بدست آرند و همراه بیشتری بیابند! شاید صدای بیشتری از تماشاگران برای تهییج و تشویق برخیزد و در پشت تصویر مرحوم ، نقش و تصویر اسپانسر بر تن پوشش پنهان گردد!!.

هرکدام از درخط قرار گرفتگان ماراتن با خوش خیالی از هورا كشیدن تصنعی سكونشینان سرمست و در گم گشتن درون اوهام غرق می شوند  و برای دیگران پازلی ترسیم می کنند و دراین خط ونشان كشیدنهای عجولانه بدون در نظر داشتن چاله چوله های پیست، صدرنشینی را برای خویش مسجل می داند و دیگران را با تبختری مستانه دنباله رو می شمارد !با اینكه علاوه بر زمانی كه باقیمانده است ،مسیری طولانی هم باید طی شود كه در خوش خیالی محض دشواریها فراموش می گردد. شاید قطعه گمشده پازلش هرگز یافت نشود.

به این دوندگانی که هنوز سهمیه حرفه ای گری را در ماراتن ملی کسب نکرده اند باید عرض کرد که با یك بررسی كوتاه در تاریخچه انتخابات بعد از انقلاب اسلامی متوجه می شویم رویكرد مردم شوشتر درادوار مختلف انتخابات رویكردی مرجوعانه مبتنی برسنتگرایی ، ‌ تكیه به پیشینه خانوادگی بدون التفات به قابلیتها ، اعتقاد به سنتها و ارزشهایی كه ریشه در جغرافیای بومی دارند بدون تلاش برای برجسته نمودن ارزشهای ملی،همراه دانستن فرد با باورهای تاریخی و همگامی در عرصه های مختلف اجتماعی بدون لحاظ كردن اردوگاه سیاسی ویژگی مستمربوده است كه لازم است مورد  مداقه قرارگیرد .

 اگر چه نمایندگان منتخب هر كدام بر اساس بضاعت قدمهایی برای بهبود اوضاع برداشته اند ولی بخش عمده ای از مردم معتقدند كه نمایندگان شوشتر در انجام رسالت نمایندگی موفقیتی نداشته اند اما نوع گزینش و انتخاب  زاویه و سمت و سوی نگاههای مردم در همه ادوار با وجود مشاهده كاستیها تغییری نداشته و مكرر این چرخه را تكرار نموده اند! متاسفانه نخبگان و اهل علم نیز نقش خود را در تغییر نگرش موجود در جهت بالندگی بدرستی ایفا نكردند و حتی بالعكس گاهی این امر را دامن زدند و تقویت نمودند و مخالفان را به حاشیه راندند هر چند خیزش تحول خواهانه فراگیر مبتنی بر یافته های روز آمد و توسعه علمی  شکل گرفته است ولی مقاومت افرادی که خود را ذیجق تراز دیگران می دانند وبا روشهای مختلف و بهره مندی آنان از امكانات و اهرمهای قوی مجدداُ فضا را به سابق سوق می دهد و میزبانی دائم از مهمانان تهرانی را بر ساكنان بومی ترجیح می دهند.

در دور اول سید محمد جواد شرافت معلم انقلابی آموزش و پرورش شاغل در تهران به اقتضای شرایط و البته پیشینه انقلابی مورد اعتماد قرار گرفت و روانه مجلس گردید که در حادثه هفتم تیر به فیض شهادت نائل آمدند ، خوشا به سعادتش .

در انتخابات میاندوره ای سید محمد تقی آل غفور ازسادات و خانواده روحانی و از افراد فعال هیئتهای مذهبی انتخاب و کرسی نمایندگی را به این روحانی جوان سپردند كه شرایط ابتدای پیروزی انقلاب و ضرورت دفاع مقدس اقتضائاتی می طلبید و نوع مطالبات با امروز  تفاوت داشت.

دوردوم  جناب حجت الاسلام سید محمد کاظم امام موسوی هم از تهران آمد و در رقابت با خاندان آل غفور كه قدرت سیاسی را در آن زمان درشوشتر بدست داشتند برخلاف باور مدعیان پیشی گرفت و توانست ردای نمایندگی مردم را بر تن كند . 

 دوره سوم نیز با همین روش قدرت گریز مردم در میان بهت مدعیان باز حضرت حجت الاسلام سید محمد کاظم امام موسوی بر مسند وکالت مردم نشست و صف بندیهای رایج متمایز از جناحهای کشور از این دوره آغاز گردید .

دور چهارم جوانی به نام ذبیح الله کریمی نماینده شوشتر شد که ایشان هم از تهران آمدند ولی نگرش تهرانگرایانه نداشت و این بار طراحان و میدانداران همیشگی یكی از مدیران را یرای رقابت به صحنه آوردند و در نبود رقیبی از سادات معظم یا بیوت ریشه دار تاریخی در صحنه  ، رقابت در قالبهای دیگر و به شكل نهان كنشی ظاهرگردید و تهرانگرایان سنتی با از دست دادن لایه های زیرین كه پیوسته نقش تعیین كننده ای داشتند نتوانستند وحدت همیشگی در تاثیرگذاری درون فضای انتخاباتی راحفظ كنند تاهدایت و سازماندهی به سمت دیگری رود و مجبورشوند به سختی ازاین رویكرد تمكین نمایند .

در دور پنجم لیدران با آسیب شناسی جدی به ترمیم شكاف دوره قبل پرداختند و مجددا" با تقویت رویكرد پیشین و چاشنی تعصب برای كسب كرسی از دست رفته با یك روانشناسی اجتماعی دقیق و در نظر گرفتن شرایط حاكم بر فضای شوشتر ناشی از تاثیر مصیبت فقدان علامه بزرگ آیت الله حاج محمدتقی شیخ شوشتری به دکتر محمد علی شیخ استاد دانشگاه شهید بهشتی تهران و تنها فرزند ذکور علامه روی آورده و با درخواست و پافشاری ایشان را برای كاندیداتوری از تهران به شوشتر آوردند تا سخاوتمندانه نماینده ای از نوع اول وارد مجلس شود و دوره های ششم و هفتم نیز این امر تكرار گردد لیكن در دوره هفتم نگرش تغییر گرایانه مردم که از دوره چهارم بلوغ یافته بود بخوبی خود را نشان داد ولی اراده مخالفان این رویكرد در شناخت بیشتر از جامعه مخاطب ، مانع تحقق تغییر نگرش انتخاباتی گردید و دكتر شیخ برای سومین بار به مجلس شورای اسلامی راه یافتند

در دور هشتم حجت الاسلام سید محمد سادات ابراهیمی با استفاده و تقویت موج تغییر خواهانه دوره هفتم  و البته با تكیه بر باورهای سنتی وارد عرصه شد و بعنوان اولین فردی كه بعد از انقلاب از تهران نیامد(سوای میاندوره ای دور اول) مورد اعتماد مردم شوشتر قرارگرفت و به مجلس راه یافت و باهمه كاستیها یك خود باوری در میان جوانان و نیروهای ساكن ایجاد كرد تا اعتماد به آنان تقویت گردد.

در  دوره نهم بازهم نگاه غالب در رقابت با تهرانگرایان برتری یافت ، در این دوره علیرغم موج تحول خواهی ولی مقاومت در مقابل اراده مردم ساکن بومی مانع از اجرای بسیاری از طرحها گردید و برای تبرئه  گذشتگان نارساییها و طرحهای بر زمین مانده را زیركانه به شرایط جدید نسبت داده اند و با سنگ اندازی از پشت دیوار برای ورود و فتح مجدد كرسی نمایندگی تلاش می كنند كه متاسفانه سادات ابراهیمی نماد تغییر گرایان بجای موانست و پاسخ به مطالبات تغییرخواهان با ایجاد حلقه ای محدود و رفتاری رادیكال بدون تعریف جغرافیای سیاسی و عقبه تاریخی مخاطبان به تدریج درحال غلطیدن به دامان تهرانگرایان است و ازعمق جامعه مخاطب فاصله می گیرد! كه نومیدی را به اردوگاه شهروندان تزریق می كند. شاید با چنین شرایطی که درحال شکل گیری است در دوره دهم باز درب بر همان پاشنه به چرخد!!

انچه را  تجربه نشان می دهد و روندپیروزی در انتخابات شوشتر را مشخص می سازد ، پول ، شب نشینی ، طایفه ،زور و وابستگی سیاسی به اصحاب قدرت نیست بلکه تکیه بر ارزشهای دینی ، شناخت جایگاه تاریخی  و ریشه داری، پایبندی به آداب بومی ، احترام به سنتها، توجه به روابط انسانی در پروسه زندگی ، رفتار و اشتهار اجدادی ،  ارتباط عمیق با هیئتها و روحانیت  و عدم تفکیک مناطق بومی در نگرش به محیط شاخص های اصلی و تعیین کننده نماینده مجلس است یعنی باید دانست كه شوشتر ، گتوند ، عقیلی ، میان آب ، شعبیه ، دیمچه ، مدرس ، سرداران و... برخلاف صف بندی رایج خواص، دارای خاستگاه مشترک براساس قرابت تاریخی می باشند و نگاه جزیره ای به هریک از این مناطق بهم پیوسته هیچ رهآوردی جز جدایی و دور شدن از قاطبه مردم را همراه نخواهد داشت ،

 در كنار این مولفه ها باید اضافه کرد که از حوزه انتخابیه شوشتر علیرغم كاندیداتوری مدیران متعدد و البته متعهد و متدین با کارکرد مثبت هرگز مسئول اجرایی یا مدیران ارشد دولتی  علیرغم تلاشهای بسیار در ادوار مختلف از این حوزه به مجلس راه نیافته اند و عمده نمایندگان منتخب با نگرش فرهنگ مدارانه و صاحب کرسی های آموزشی با توجه به نگرش غالب در شوشتر توانسته اند در این ماراتن رقبا را پشت سر بگذارند ،

 گزینه عدم تمایل به مدیران با وجود حضور شكوهمند و حداكثری مردم در انتخاباتها می تواند ملاك و ارزیابی خوبی ازعدم رضایتمندی مردم نسبت به عملكرد مدیران و ارائه خدمات شان باشد كه با زبان رای پیام را ابلاغ می نمایند اما کاش کسی این فریاد خاموش مومنانه را بشنود!و مدیران به این امر توجه میكردند ودر رفتار خویش تجدید نظر می نمودند و خود را برای ورود به این عرصه به زحمت نیندازند و برای خدمت به مردم بهتر اندیشه كنند وبا انتخاب اولویتها توفیق و سعادت خدمت که بزرگترین عطیه و موهبت الهی است را از خود سلب ننمایند .

مشکل خیلی از همشهریان در اینجاست که جغرافیای شوشتری را نمی شناسند و با برخوردهای قیم مآبانه در امر رقابت ورود می کنند و همین امرموجب می گردد تا آخر عمر به آنچه اندیشه كردیم نائل نشویم و تسلیم فرمانی كه علیرغم میل ما صادر شده است می شویم! باید آیین فرمانبری را فقط در اجرای فرامین الهی و در قامت یك سرباز برای امام یادبگیریم تا سربلند شویم و در پهنه تاریخ چون نیاکان با سربلندی ماندگارگردیم .

 و این بارهم متاسفانه همه رقابت بین تهرانی ها است و با حسی سرشار از انتقام بدون توجه به تبعات اجتماعی سخاوتمندانه پیست را به تهرانی ها سپرده ایم و خود بر سکوی تماشاگری نشسته ایم و با دمیدن شیپور بوقچی ها بازار رابرای پیروزی دیگران گرم می كنیم و دراین بازی در عدم اتكا به نگرش خودباورانه ، فقط بروز شكاف و ایجاد تقابل درونی در جهت تامین منافع دورنشینان تهرانی را در این میزبانی خود خواسته سهم می بریم ، دوپینگیهای تهرانی خیال راحتی دارند! با همین آرامش  اسپانسری ازسرعت بیشتری نسبت به دیگران برخوردارهستند ! باید باور كنیم که فرزندان خویش بهتر می توانند مرهم زخمها را بشناسند ، بسیاری از نگرانیها و عدم درك متقابل ناشی از این عادت كهنه تهرانگرایانه ترانسفرپسند است كه ترك آن هر چند دشوار است ولی باید عملی گردد و پیست را به فرزندان بسپارند و فضا را از اندیشه خود برتر پندارانه بزدایند.

لاخوف علیهم و لایحزنون  . خداوند عاقبت همه را ختم به خیر نماید و عمر باعزت برای دفاع از ارزشهای والای انسانی ـ كه خداوند برای شناخت آنها كتاب قرآن را فرستاد ـ عطافرماید همان كتاب با عظمتی كه خداوند در آن فرموده اند : اناهَدَیناهُ الّسبیل امّا شاكِرَا" و امّا كفورا ـ




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.