تبلیغات
شوشترنگار - من از بیگانگان دیگر ننالم

من از بیگانگان دیگر ننالم

نویسنده :ع سوارنژاد
تاریخ:یکشنبه 3 اسفند 1393-06:07 ق.ظ

ریز گردها بد جوری بیرحمانه به سوی ما لشكركشی كرده اند و به جانمان افتاده اند! با بررسی ها مشخص گردید كه این ریزگردهای غدار خودی هستند و نباید بیگانه شان پنداشت، آنان با استحكام بخشیدن به عقبه خود و با اسلحه های خاكی به پیشروی ادامه می دهند كسی هم جلو دارشان نیست !  ریزگردها بر خلاف ما آدمها، باهم متحد و همصدا هستند و به همراه هم حركت می كنند و بر چشمها خاك می پاشند تا افق دید را كم كنند و با كم كردن افق دید به اهداف استراتژیك خویش نائل گردند! گاهی در این تهاجم ددمنشانه تبدیل به سنگهایی سخت می شوند و از آسمان سنگ باران می كنند و بر سرها می كوبند و ما از فرط عجز با سری شكسته فریاد می زنیم و البته با فضا سازیهایی كه ریز گردها بوجود می آورند كسی این فریاد را نمی شنود و سر شكسته را نمی بینند و فریادمان در فردای آفتابی فرار ریزگردها كه دمایش چند درجه پایین آمده است و خورشید مهربانانه می تابد گم می شود و در لذت نوازش قطرات باران به فضا سازی متهم می شویم !

سرهای شكسته را می توان پانسمان كرد ولی با دلهای شكسته چه!؟ پس بگذارید با ترانه های باران اندكی خرسند شویم !

و باز پس از باران ، نفسهای خسته ، مخدوش و محبوس با سرفه هایی كه صدای تكراری دارند ! و لبهایی كه پشت ماسكها به تكان آمده اند و زمزمه ای كه كسی نمی شنود یا گوشها به آن عادت كرده اند و یا ارزشی ندارند در انسجام لشكر ریزگرد مستاصل مانده اند، وقتی نگاهی حتی از دور دستهابه حادثه انداخته شود چشمهایی از تعجب خیره خواهند ماند  كه چه آسان می توانند ماسكها را از روی لبها برداشت تا تبسم های زیبا را تماشا كرد و سرود را به جای سرفه های ممتد جاری ساخت اما كوتاهی می كنند و دریغ!! و زیر پای ماندگان در این نبرد ناخواسته در تفسیر این رفتاربی تفاوتی درمانده می شوند! می مانند و به رسم عادت، بدون ماسك از روی فرش درون خانه ، خنده های مجری تلویزیون را دور از غبار تماشا كردیم و بشارتش را همراه با افاضات و تدابیر مهمه ای كه از صفحه جادویی بیان كردند را گوش فرا دادیم و همایشهایی قشنگ با عناوینی علمی!! در بهترین تالار و برج میلاد را برای سلامتی جنوبیها به تماشا نشستیم  ! و از صفحه شیشه ای می شنویم كه زندگی عادیست و  انتظارمان برای تماس با كسی كه پیش بینی هایش حرف ندارد میسر نگردید تا در برنامه ریزی با تدبیر كم نیاوریم ! ریزگردها زیركانه كمین كرده اند و ناگهان یورش می آورند و در فضایی كه از فقد گل و گیاه و خشكاندن تالاب از ما بهتران ساخته اند یكه تازی می كنند و گلی به جمال آنان كه خشك كردند  و ما خسارت و تاوان می دهیم و باز متهم به فضاسازی می شویم !

سحر بلبل حکایت با صبا کرد

که عشق روی گل با ما چه‌ها کرد

از آن رنگ رخم خون در دل افتاد

و از آن گلشن به خارم مبتلا کرد

غلام ِ همت آن  نازنینم

که کار خیر بی روی و ریا کرد

من از بیگانگان دیگر ننالم

که با من هر چه کرد آن آشنا کرد

گر از سلطان طمع کردم خطا بود

ور از دلبر وفا جستم جفا کرد

خوشش باد آن نسیم صبحگاهی

که درد شب نشینان را دوا کرد

نقاب گل کشید و زلف سنبل

گره بند قبای غنچه وا کرد

به هر سو بلبل عاشق در افغان

تنعم از میان باد صبا کرد

بشارت بر به کوی می فروشان

که حافظ توبه از زهد ریا کرد

وفا از خواجگان شهر با من

کمال دولت و دین بوالوفا کرد

ما به تدابیر این چنین و به خانه نشینی عادت كرده ایم و برخلاف آنچه در تاریخ از ما نوشته اند در هراس از ریزگردها پا به فرار می گذاریم و در میدان نمی مانیم و آنان از بی حریفی خرسند می شوند و می تازند و من ار ناتوانی تسلیم می شوم و به سرفه ها رضایت می دهم و هوایم را به او می بخشم و دوست ندارم قهرمان باشم و به گمنامی بسنده می كنم ، سالها بعد در كتابها می نویسند : در خوزستان نفس كمیاب شد و به اهالی مجال تنفس ندادند و هیچكس مقصر نبود و بهترین مدیران را داشتند فقط كمی گذشته های قبل از مدیران مقصر بودند !!

و در آغاز هفته باز در كمین ریزگردها افتاده ایم و درمحاصره ای مخوف!! و سلاح اسپری فعلا" نجات بخش است و لذت باران از دماغ ما در آمد انگار همه اهالی مبتلا به یرقان شده اند حتی دیوارها ،درختان ،نرده های آهنی كنار خیابان ، ایستگاههای اتوبوس ، رودخانه هم زرد شده است!


داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
رضا
یکشنبه 3 اسفند 1393 06:04 ق.ظ
سلام بر شما
اگرچه کاری جز دعا از دستم برنمیاید اما بعنوان یک هموطن، غمی دائمی دارم از این مشکل شما. واقعا طاقت‌فرساست و حتی تصور آن هم انسان را ناراحت میکند. آرزوی هوایی پاک و صاف را برایتان دارم.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.