تبلیغات
شوشترنگار - پیامهای لالائی ها

پیامهای لالائی ها

نویسنده :ع سوارنژاد
تاریخ:پنجشنبه 30 بهمن 1393-09:09 ب.ظ

تا از او برایم شعری نمی خواندند با اینكه نمی شناختمش،خواب به چشمانم نمی آمد، لالایی ها موسیقی زندگی بودند و چه زیبا ابیات اشعارش كنار هم قرار می گرفت ، مصرعهایش چنان موزون سروده می شدند كه فاعلاتن و فعیلات در نگاه به وزنشان كم می آورد و شرمنده می شدند و لاجرم بردل می نشستند! كودك بودم و دوره كودكی با بازی گذشت ولی از شعرهای لالایی مادر هنگام خواب می دانستم كه مردی خواهد آمد و دیو ها را شكست می دهد و دنیا را نورباران می كند و از اشعار لالایی فهمیدم كه  باید در انتظارش بمانم و مفهوم انتظار را دانستم .

لالالالا

لالالالا  لالایی

شوُ شنبه خیالِت یادُم اوُمه

دوشنبه قاصد دلدارُم اُومه

سه شنبه که کشیدُم انتظارِت

که چهار شنبه گلِ بی خارُم اُومه

 لا لا لا لا

 لا لا لا لا   لالایی

بیُو بالا بلند تِیرمه پوشم

کجا رفتی که بُردی عقل و هوشم

کجا رفتی که هم صُحبت گرُفتی

صدای صُحبَتِت اُومد بِه گوشُم

سالهاست برای زمزمه های لالایی دلتنگم و زنانی كه لالایی نمی دانند گاه بیگاه از بچه ها دلخور می شوند! باید خود را ملامت كنند مبادا دختران خویش را نیز از نعمت ابیات خوش الحان لالایی محروم سازند؟ كه آنان دردی سخت تر از دلخوری را متحمل خواهند شد!

و چشمهایم در انتظار دستی که شاسی زنگ را بفشرد و با صدایش از جا برخیزم و درب را برای آمدنش بگشایم ،پاشنه درب وقتی می چرخد و جلوه جمالش !! به به

گوشهایم در انتظار سلام، ماندم با دنیایی از بوسه که درون لبهایم منجمد شده اند با آرزوی رگهای گردنی كه بوسه گاه ام شود.

و داستان مردی با مشكی پر از سخاوت در اوج بی دستی دستها را می گیرد به من یقین می دهد كه وفای به عهد رسم ماندگاری است و برای بوسه بر بازوانش كه وفا را در خود دارند بی تاب می شوم و با چشمانی كه لبریز از اشك می شوند دنیا را در كف دستان خویش می بینم و هر روز از طلوع تا غروب و از غروب تا طلوع برای آمدن صدا می زنم همانگونه كه با شعرهای كودكی آموختم با صدایی كه پر از شوق زندگیست باید برای آمدن چشمها ببینند گوشها را بگذاریم.......

و مشک پر از محبت آن مرد را كه بر نتافتند كه رمز و راز انتظار را می دانست و دریغ نكرد كه باید برای فردایی كه می آید مولایش را یاری كند  بنگریم تا برای فردایی که دوستش خواهیم داشت و چشم داشته باشیم برای دیدن رویش كه سرچشمه زیباییهاست.

ازترانه های لالایی آموختیم كه هیچ پدیده ای بی دلیل خلق نشده است ، باید حركت نمود به سوی جایی كه دوستش داریم

 لالا لا لا

لالا لالا لالا یی

خداوندا شوُِ تار افریدی

برا پایِ پَتی خار افریدی

برا دولتمندون نازو نعمت

برا بیچارِگان کار افریدی

 




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.