تبلیغات
شوشترنگار - چشمها را باید شُست

چشمها را باید شُست

نویسنده :ع سوارنژاد
تاریخ:شنبه 20 دی 1393-11:06 ب.ظ

اگر چشمها بدون عینك توان دیدن ندارند باید با تجویز پزشك عینك مناسبی را بر روی چشم گذاشت و هر از چند گاهی شیشه هایش را شست و تمیز كرد تا اشیا و افرادی كه در اطراف ما زندگی می كنند را همان طور كه هستند دید و از آنان لذت برد و باور كرد بودن دیگران را و درك كنیم كه خداوند  در هر فردی ظرفیت و استعدادی را نهاده است كه همه وظیفه دارند برای شكوفایی این استعدادها در جهت ساختن تلاش كنند ،

ایجاد چنین فضایی شكر گذاری از نعمتهای خداوندی و نشانه ای از ایمان است و فرد مومن می داند كه باید اجازه دهد تا دیگران هم بیایند و باور داشته باشند در اطراف ما كسانی هستند كه می توانند بیشتر كار كنند و ایده پردازی نمایند و برای آبادانی راهكار ارائه كنند ، مشكل خودشیفتگی ناشی از عینكهایی كه بدون تجویز پزشك بر چشمها گذاشته می شوند یا اینكه شیشه های تیره دارند درد مزمن مدیریت امروز است و عدم نیاز به مشاوره و بهره گیری از نظزات دیگران مهمترین خصیصه این بیماری است همان بیماری سختی كه هیچ كس را به جز خود قبول ندارد و هیچ كاری را به جز كار خویش نمی پذیرد و نسبت به امورات دیگران بدبین است .

پیش چشمت داشتی شیشه کبود

زین جهت دنیا کبودت می نمود

خانمی که از پشت پنجره اطاق خود به منزل همسایه نگاه می انداخت ، به همسرش گفت: «نمی‌دانم چرا لباس‌های این همسایه که روی بند آویزان شده اینقدر کثیف است، شاید او این لباس‌ها را با آب کثیف شست‌وشو می‌کند!؟‌ هر بار که از پشت پنجره لباس‌های همسایه را روی بند می‌دید این مسئله را با شوهرش در میان می‌گذاشت. روزی خانم چون همیشه پشت پنجره رفت ، با تعجب و خوشحالی به همسرش گفت: « بالاخره انگار صدای نق زدن های من به گوش همسایه اثر کرد، امروز لباس‌هایش بسیار تمیز است.» شوهرش لبخندی به لب زد و گفت: « لباس‌های همسایه همان لباس‌هاست، امروز پنجره اطاقمان را تمیزكردم.»

پنجره دیدگاه خودشیفتگان، همه چیز را تیره و تار نشان می دهد. مرحوم سهراب سپهری جه زیبا می گوید:

چشم ها را باید شست، جور دیگر باید دید
واژه ها را باید شست، واژه باید خود باد، واژه باید خود باران باشد
چتر ها را باید بست، زیر باران باید رفت
فکر را، خاطره را، زیر باران باید برد با همه مردم شهر زیر باران باید رفت
دوست را زیر باران باید دید، عشق را زیر باران باید جست
زیر باران باید بازی کرد، چیز نوشت، حرف زد، نیلوفر کاشت
زندگی تر شدن پی در پی، زندگی آب تنی در حوضچه ی اکنون است"

آری باید در میان مردم بود و با آنان زندگی كرد تا از آنان رمز و راز زندگی را یاد گرفت  و چگونگی صرف فعل خواستن  برای تماشای زیباییهایی هستی و آنچه كه حاصل اندیشه و ممارست نسلهاست را به خوبی دریافت و پاكیزگیها را دید و باور كرد و نمی توان دور از مردم و با فاصله بسیار از پشت شیشه های تمیز نشده عینك به آنچه كه زیباست رسید و تلاشهای دیگران را مصادره كرد كه چشم هایی ناشسته به فردا نمی اندیشند و به آن نخواهند رسید. .




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.