تبلیغات
شوشترنگار - آفت مطالعه گریزی

آفت مطالعه گریزی

نویسنده :ع سوارنژاد
تاریخ:دوشنبه 26 آبان 1393-01:09 ق.ظ

بنا بر اقتضای سنی برای جلوگیری از بطالت عمر و ابتلا به افسردگی و گذران اوقات فراغت خود را به تحقیق در مورد شخصیتهای موثر استانی در تاریخ سرگرم كرده ام و در این جهت به منابع و كتابهای مختلف برای یافتن موضوعاتی مراجعه می كنم و این امر موجب گردید تا ساعات مطالعه را افزایش دهم ،چندی قبل برای یافتن كتاب تذکرة شاعران فارسیگوی دورة صفوی،تألیف محمدطاهر نصرآبادی به منظور دسترسی به بعضی نامهای موثر ادبیات استان به كتابخانه شهید رجایی اهواز مراجعه نمودم ، فضای كتابخانه برایم جالب بود و افراد عمدتا" جوانی كه صندلی های سالن مطالعه را به خود اختصاص داده بودند و در سكوت سالن سر را در كتاب فروبرده و بعضی نُت برمی داشتند به من انرژی داد و خوشحال كرد كه نسل جوان مطالعه را نیز در برنامه های خود قرار داده است ! به سراغ مدیر كتابخانه كه روحانی علاقمند و نام آشنایی بود و دوستی دیرینه ای با وی داشتم رفتم و بعد از خوش و بش های مرسوم و گپ و گفتی در مورد فضای فرهنگی جامعه، كتاب را درخواست كردم ، وی با اعلان به كتابدار آن را با جلدی به رنگ سرمه ای و تمیز تحو یلم داد ، تشكر نمودم و خارج شدم، دوباره سركی به درون سالن زدم و از دیدن چهره های جوان در حال مطالعه لذت بردم و بسوی درب خروجی می رفتم كه یكی از مطالعه كنندگان در سالن به دنبالم آمد و سلامی كرد ،پاسخش دادم و پرسید : شما استاد فلان درس در فلان دانشگاه نیستید!؟ جواب منفی دادم اما خوشحالی ام مصاعف شد كه قیافه ام گاهی مانند استادان دانشگاه هم می شود! با شنیدن پاسخ منفی خستگی را در چهره اش دیدم ! علت را پرسیدم گفت: چند روز است این درس را می خوانم ولی یادش نمی گیرم خانه را رها كردم و به سكوت كتابخانه پناه آوردم اما كارساز نبود ! به او گفتم:كتاب را عمیق بخوان و حاشیه های ذهنی ات را كنار بگذار و به یاد خدا باش حتما" موفق می شوی و از او چدا شدم ،

كنجكاوی مرا بسوی سالن مطالعه برگرداند، به آرامی و به نحوی كه خلوت آنان شكسته نشود بر همه میزها و كتابهای باز روی آنها نگاهی انداختم ، بجز دو نفر مرد میان سال كه در حال نُت برداشتن از كتابهای تاریخی بودند بقیه كتابهای درسی رابرای برگزاری آزمون یا واحدهای دانشگاهی مطالعه می كردند!

باخودم گفتم بهتر است یك پژوهش در خصوص غربت كتابها بدون دخالت نهادهای دست اندركار انجام گیرد تا علت یابی نمود .چند روزی در این خصوص جستجو می كردم و نقش برگزاری نمایشگاهها را درترویج كتاب بررسی و آسیبها را شناسایی و بر می شمردم كه در این پیگیری موضوعی به یادداشتی تحلیلی جامعه شناختی در مورد كتاب از استاد سید ابراهیم یوسفی كارشناس ارشد جامعه شناسی توسعه در سایت عصر دنا در مورد استان كهگیلویه و بویر احمد برخوردم كه نكات بسیار دقیق و ظریفی در این خصوص اشاره شده بود كه اهم آنان را در این یادداشت می آورم.
در هر مصاحبه یا پرسشنامه های مربوط به گزینش كه تكمیل می شوند ، پرسش تكراری و رایج از بهترین کتابی است که تاحال مطالعه نموده اند . اما خروجی این پرسشها هرگز در ایجاد فضایی كه بتواند میل به كتابخانه را ارتقا دهد از كار آیی برخوردار نبوده  و پرسشنامه ها به بایگانی سپرده می شوندو گزینه مورد سئوال بكلی فراموش می شود !
 مهجور ماندن مطالعه و فاصله گرفتن از كتاب یا عدم رغبت به مطالعه عوامل متعددی دارد كه می توان با تفكیك این عوامل از عرصه مشكل آفرینی و واردكردن كتاب به سبد هزینه ها ی خانواده براین امر غلبه كرد از جمله این مشكلات می توان :وضعیت اقتصاد خانواده، بیکاری اقشار جوان و عدم تامین نیازهای روانی آنان از سوی مسئولین ، وجود فاصله بسیار طبقات اجتماعی با همدیگر و نابرابری در توزیع امكانات رفاهی كه جامعه را ناگزیر به پر كردن خلا های ناشی از این فاصله ها مشغول می سازد،  افسار گسیختگی توسعه و رشد فناوری و وسایل ارتباطی ؛ حتی كیفیت محتوی كتاب،عدم توانایی نویسنده دربرقراری ارتباط با مخاطب، شفاهی بودن جامعه، سیاست زدگی عرصه فرهنگ و تعدد منابع برای مشغولیت ذهنی  را می توان نام برد كه منجر به مطالعه گریزی شده و دلیلی براینكه كتاب دراولویتهایزندگی محسوب نگردد.
 ضمن اینكه در اقدامات پیشگیرانه از آسیبهای اجتماعی ،برنامه ریزان جایگاهی برای كتابخوانی لحاظ ننموده اند و از اهرمهای تشویقی برای این امر هرگز استفاده نكرده اند! لذا توسعه آموزش عالی بدون توجه به توانمندی مخاطبین می تواند یكی از علتهایی باشد كه بر این امر دامن زده است و فشار و حجم كتب درسی چنان جوان را در تنگنا قرار داده است كه برای بررسی سرانه مطالعه ، مسئولین و پژوهشگران را برای تعیین این شاخص به بیراهه كشانده است و جامعه آماری كتابخوانی و سنجش علمی این مقوله قابل مشاهده و تشخیص نیست! متاسفانه گاهی به جای اعتراف به تنگناها، آماری بدون پشتوانه علمی ارائه می شود كه حتی با وضعیت كتابهای موجود و كتابخانه ها انطباق نداشته و چنین نگرشی سرعت خروج از این وضعیت را كُند ساخته و اعتماد را از برنامه ریزان سلب می نماید.

 درسالهای اخیر نهادهای مختلف فرهنگی بر اساس شاخص هایی كه خود متولی آن بوده اند ارقامی   رابدون بیان و تعیین تفاوت بین خواندن ومطالعه  به عنوان میزان سرانه مطالعه ایرانیان اعلام نموده اند ؟ در صورتی كه بایستی مشخص ومعلوم می نمودند كه این دومقوله ازهم جدا هستند و آیاقرائت قرآن و ادعیه در مناسبتهای مختلف كه یك باور اعتقادی در مردم است و همچنین سرچ در اینترنت و یا كتب درسی در این آمارها گنجانده شده یانه؟

در نتیجه ابهام های فوق و انجام نگرفتن کار دقیق کارشناسی و قابل اطمینان توسط نهادهای مسئول و ذیربط، دو گروه رقیب و مدافع و مخالف شکل گرفته اند که به جای حل مساله و نگاه واقع بینانه و به دور از تعصب تنها به تقابل های غیر اصولی روی آورده اند.گروه اول معتقدند که سرانه مطالعه در کشور بسیار اسف بار و در خوش بینانه ترین حالت کمتر از 10 دقیقه در روز است و گروه دوم نیز معتقدند که نه تنها وضعیت تاریک و بحرانی نیست بلکه نسبت به تمام کشورهای جهان وضعیت بهتری را تجربه کرده ایم .این گروه هرگونه انتقاد حتی دلسوزانه و علمی و اکادمیک از سوی هر شخص و نهادی را سیاه نمایی عنوان می کنند.

در هرصورت آفت مطالعه گریزی یک واقعیت غیر قابل کتمان است و میزان سرانه مطالعه نگران کننده است.

 با تاسف باید گفت كه برای عملیاتی نمودن زندگی خوب و سالم جایی برای مطالعه و كتاب نگذاشته اند و بعنوان یك ضرورت برای تحقق این شعار به آن نگریسته نمی شود و به غذا و لوازم تن مانند مسكن و لباس و خوراك بیش از آنچه باید پنداشت توجه می گردد و در سبد نیارهای زندگی كتاب كه غذای روح انسان است از جایگاه لازم برخوردار نیست ، قراردادن چند كتاب در اتوبوس و مترو و فرودگاه بعنوان ایستگاه مطالعه نمی تواند مروج كتابخوانی شود  ضمن اینكه گسترش آموزش عالی نیز نتوانسته است علاقمندی را افزایش داده یا بر كتابخواهان بیقزاید بلكه نتیجه معكوس داشته و این قشر برای انجام تكلیف دانشگاهی به مرور واحدهای درسی بسنده می كنند و مدرسان نیز به همین امر اكتفا می نمایند و راهكاری برای ارتقا سرانه مطالعه ارائه نمی كنند زیرا خود به دلیل شرایط شغلی و وضعیت اقتصادی اهل فرهنگ چنان در رفت و آمد بین كلاسهای دانشگاهی و رسیدگی به امور دانشجویان درگیر هستند كه از این امر غافل شده اند و مع الاسف سریال تكراری غربت كتاب هر روزه بر بینندگانش اضافه می گردد و قفسه های كتاب در ادارات و منازل بخشی از دكورمی گردند كه زیبایی و آراستگی را به نمایش می گذارد و نوعی فیگور مدرن پنداری صاحب خانه یا مدیر اداره محسوب می گردند .

محمدرضا وصفی، مدیر‌کل مجامع و تشکل‌های فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی دریكی از برنامه های گفتگوی خبری در بخشی از سخنان خود به اینکه ما در خیلی از قضیه های خو د به صورت جزیره‌ای عمل می‌کنیم اشاره کرد و گفت: هم‌پوشانی نداریم اگر قرار است وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در زمینه حل مشکلات ترویج فرهنگ کتاب و کتاب‌خوانی محور باشد باید دیدگاههایش فراهم شود.
فراموش كردن به قول مرحوم یمینی شریف :یارمهربان دانای خوش بیان و كنار گذاشتن مطالعه و رفاقت با كتاب به هر دلیل ممكن و البته به قول مدیر كل محترم جزیره ای عمل كردن مسئولین به خصوص در درازمدت به یقین هزینه های اجتماعی به جامعه تحمیل می كند كه برای جبران آنها روند پیشرفت و بهسازی اجتماعی را تحت تاثیر قرار داده و تبعات منفی بر پیكره جامعه خواهد داشت كه بسیار تلخ و ناگوار خواهد بود كه عدم انتقال داشته های تاریخی و افتخارات ملی به نسل بعداز مخاطرات این آفت است كه بررسی عمیق و یافتن راهكار منطقی جهت معضل مطالعه گریزی مورد توجه ضرورت می یابد .باید دانست كه می گویند:

"ابونصر فارابی که آدم بی چیزی بود برای مطالعه کتاب ها شبها از نور چراغ پاسبانان محلی استفاده می کرد ، لینکلن که در دوران کودکی سخت فقیر و بی پول بود کتاب را از دارندگان کتاب، آن چنان  گدایی می کرد  که افرادفقیر یک پول سیاه را از ثروتمندان گدایی می کردند.

 در اهمیت کتاب همین بس که همه پیامبران کتاب داشتند ، وحتی آنان که با کتابی خاص مبعوث نبوده اند باز بر اساس کتب پیامبران پیشین رفتار نموده اند. "کتاب به منزله شاهرگ اجتماع است که از مسیر آن مهمترین مواد حیات روحی یعنی علم و دانش و کمال ، تا دورترین نقاط عالم به همه افراد بشر می رسد".



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.