تبلیغات
شوشترنگار - وطن

وطن

نویسنده :ع سوارنژاد
تاریخ:دوشنبه 3 شهریور 1393-12:10 ب.ظ

ورسولا گفت:ما از اینجا نمیرویم, همینجا می مانیم, چون در اینجا صاحب فرزند شده ایم.
خوزه گفت:اما هنوز مُرده ای در اینجا نداریم, وقتی کسی مُرده ای زیرخاک ندارد, با آن خاک تعلق ندارد.
اورسولا با لحنی آرام و مصمم گفت:اگر قرار باشد من بمیرم تا بقیه در اینجا بمانند,خواهم مُرد...

 از گابریل گارسیا ماركز در كتاب صدسال تنهایی

و پدرم ‌مُرد و درخاك مدفون شد !تا آنجایی وطن ماباشد كه برایش خون دل خورده ایم و رنج به جان خریده ایم و سرمایه ها داده ایم در كوچه های اینجا عبور عابران بسیار است و غریبه ها فرزندان پدری كه مدفون است را هرگز نمی بینند !  محل تولد فقط بر سنگ قبرها نوشته می شود! و آنجا كه مدفون می شویم نام وطن می گیرد ! بدون اینكه كسی را در كنارت داشته باشی!با همه بودن و نبودنهایش آن را دوست می دارم كه زادگاه باورهای من است و شاید حسرت آبادانی اش را با خود دفن كنم همان جایی كه با دل شكسته نیز نمی توان نماز را شكسته خواند. و لاله هایش نگاه می كنند به كبوترهایی كه به پرواز در آمده اند در آسمانی كه پر از ستاره هایی است در تبسم خورشید.




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.