تبلیغات
شوشترنگار - تفاوت عاشقی

تفاوت عاشقی

نویسنده :ع سوارنژاد
تاریخ:دوشنبه 6 مرداد 1393-06:02 ق.ظ

پس از چند سال یكی از دوستان را  دیدم با شعف و شوق بسویش رفتم ودستانش را در دست گرفتم وبا ادای سلام مرا شناخت، احوالش را پرسیدم و از حال و روزش در ایام بی خبری و فعالیتهای پژوهشی و علمی و امورخیریه برایم گفت  ، با گذشت بیش از بیست سال از دیدارمان هنوز همان گیرایی و جذابیت در سخنش برایم وجود داشت و اشتیاق به شنیدن را در وجود مستمع بوجود می آورد ،از همه جا گفتیم و از آنروزها كه صمیمیتها بود و بی ادعا كار می كردند و از فرصتها بیشترین بهره را می بردند و از امروز كه نمی توان قیاس كرد !
لبخندی زد و گفت: نه ما آن آدمها هستیم با همان انرژی و نه دوره زمونه آن طور كاركردن را می پسندند و شرایط حاكم بر جهان تغییر نموده است و رسانه به سرعت اطلاع رسانی می كند و ماهم دیجیتالی شده ایم و خود را به سرعت كنونی سپرده ایم تا ببینیم كی و كجا به سرعتگیری برخورد می كنیم و توقف می نماییم! اختیار را به دست ماشین و ربات داده ایم و به عقل كاری نداریم و از ترس اینكه مبادا عقب مانده سنتی خوانده شویم و در اردوگاه مدرنها قرار نگیریم ژستهای خود را نیز عوض كرده ایم! وقتی خسته می شویم مونیتور لالایی می خواند!
ولی آنجا عشق بود و كار عاشقانه می شد در این نوع كارها ایثار و فداكاری غالب بود و خستگی خسته می شد و رخت بر می بست، آنان كه موفق نمی شوند و زود خسته و بریده می شوند عاشق نیستند ، وابسته شده اند ! تفاوت عاشقی با وابستگی خیلی زیاد است كه رسم عاشقی بلا كشیدن است و رزم در میدان است ، یادت هست چقدر تلاش می كردیم تا كتابخانه در مسجد و محله راه اندازی كنیم ؟ یادت هست برای اینكه كم نیاریم چقدر مطالعه می كردیم   و با چه زحمتی منابع را به دست می آوردیم؟ یادت هست توی نماز جماعت همیشه صف آخر می ایستادیم و حاج اسماعیل،حاج محمد،حاج كاظم،ملاحیدر،عموشكرالله،حسن آقا، شیخ جعفر و كربلایی مهدی چقدر اصرار می كردند بریم صف جلو و نمی رفتیم؟یادته پول روی هم میگذاشتیم و افطاری می دادیم ؟یادته طلقهای عكس رادیو لوژی را جمع می كردیم و كلیشه شهدا را روی آنها در می آوردیم و بر دیوار می زدیم و همیشه به شكرالله رنگ فروش بدهكار بودیم تا تصاویر پر از لبخند را بر دیوارهای شهر جلوی چشمان عابران بگذاریم؟
واقعا" عاشق بودیم و عشق ما را به خیلی جاها كشاند و درس عاشقی را خوب خوانده بودیم ، بیستون را عشق كند و شهرتش فرهاد برد، می گویند حضرت سلیمان مورچه ای را در پای کوهی دید که به جابجا کردن خاک های پایین کوه مشغول بود. از او پرسیدند: چرا این همه سختی را متحمل می شوی؟ مورچه گفت: معشوقم به من گفته اگر این کوه را جابجا کنی به وصال من خواهی رسید و من به عشقِ وصال او می خواهم این کوه را جابجا کنم. حضرت سلیمان فرمودند: تو اگر عمر نوح هم داشته باشی نمی توانی این کار را انجام بدهی. مورچه گفت: تمام سعی ام را می کنم... حضرت سلیمان که بسیار از همت و پشت کار مورچه خوشش آمده بود برای او کوه را جابجا کرد. مورچه رو به آسمان کرد و گفت: خدایی را شکر می گویم که در راه عشق، پیامبری را به خدمت موری در می آ ورد.
،از همه جا گفت و داغم را تازه كرد و ادامه داد كه: عشاق بسیاری هستند كه درب خانه را به رویشان باز نمی گذارند و خون دل می خورند و با غربت می سازند و اگر عاشق خالص باشند از سختیها عبور خواهند كرد
عشق بازی كار هر شیاد نیست
این شكار دام هر صیاد نیست
عاشقی را قابلیت لازم است
طالب حق را حقیقت لازم است
صاحب این مدعی خواهی اگر
بر حسین و اهل بیتش كن نظر
اشكهایش جاری شد و نام شهدا را تكرار می كرد ،با بغض می گفت: دیدید چه سبكبال پرواز كردند و رفتند؟ همه عاشقی را فرا گرفتند و مشق عشق نویسی را تمام كردند، درس از حسین (ع)آموختند و با مرثیه های روضه خوانان گریه كردند تا به این درجه رسیدند و حالا در حسرت یك دم از آن روزها !

دی شیخ با چراغ همی‌گشت گرد شهر

کز دیو و دد ملولم و انسانم آرزوست

گفتند یافت می‌نشود جسته‌ایم ما

گفت آنک یافت می‌نشود آنم آرزوست

 با همان صلابت سخن می گفت و انگار همه جا را می دید و عبور آدمها را به تماشا نشسته است،30 سال است كه چشمهایش را در میدان عاشقی به خدا هدیه داده است و با دل می بیند وقتی گلایه می كنم لبخندی می زند و می گوید : شاكر باش همین كه در این عصر زندگی كردی برایت كافی است و همین كه سالها در جوار شهدا نفس كشیدی و خاطراتی از آنان در دل داری یعنی اینكه همه چیز داری و بگذار دیگران گلایه كنند كه توفیق حیات در این عصر را نمی دانند ! حكایت سلیمان و مور را همیشه به یاد داشته باش و برای فرزندانت نیز بگوی و تكرار كن نا آنان نیز این قصه را از بر نمایند برای فردا كه می آید بقول عطار نیشابوری

 بچشم خرد منگر سوی موری

که او را نیز در دل هست شوری

همیشه به یاد داشته باش كه شهدا سمبل و عصاره زیبایی های یك سرزمین هستند و هر جا كه از آنان نامی به میان نیاید هیچ تغییری میسر نیست و بدون ذكر نام این پاكبازان عاشق همه جا همانند محبس است و هر چه بركت است از نام آنهاست و اگر نبودند سرنوشت ما معلوم نبود.

والله که شهر بی‌تو مرا حبس می‌شود

آوارگی و کوه و بیابانم آرزوست




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
اس ام اس
یکشنبه 19 مرداد 1393 07:55 ق.ظ
سلام مطالبت که حرف نداره بازم بهت سر زدم اگه میخوایی کاربر فعالت بشم منو لینک مرسیی بازم سر میزنم
بوسسسسس
اس ام اس
یکشنبه 19 مرداد 1393 07:54 ق.ظ
سلام مطالبت که حرف نداره بازم بهت سر زدم اگه میخوایی کاربر فعالت بشم منو لینک مرسیی بازم سر میزنم
بوسسسسس
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.